حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

38

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

خود را در مشاركت سياسى و اقتصادى با عمان جست‌وجو مىكردند . عامل اصلى اين تحرك سياسى ، اسكان « قواسم » در دو بخش شمالى ( بندر لنگه ، كنگ و چارك ) و جنوبى ( جلفار - شارجه - ام القوين و فجيره ) خليج فارس بود ، از همين‌رو رهبران آنان قدرت مانور سياسى در دو جناح ايران و عمان را براى خود حفظ مىكردند . در اواخر عصر صفويه ، به دليل ضعف حكومت مركزى ايران و نبود مديريت ادارى منطقى در بندر عباسى و سواحل مجاور آن ، « قواسم » به منزلهء يك نيروى گريز از مركز ، روابط نزديكى با « امام مسقط » برقرار و در بندر عباسى و نواحى مجاور آن در مقام نيروهاى پشتيبان امام مسقط عمل كردند و دوره‌اى از ناامنى و آشوب را پديد آوردند . تحركات سياسى و نظامى سران بلوچ ، هوله و امام مسقط به مدت بيست و چند سال در اواخر عصر صفوى عمده‌ترين مانع ، در راه حفظ امنيت در بندر عباسى و نواحى پس‌كرانه‌اى آن محسوب مىشد ، چنان كه اين شهر را به هرج‌ومرج و آشوب كامل سوق داد و بنا به نوشته « محمد على حزين » ، « آن مملكت به هم برآمده اضطراب و آشوب تمام بود . » « 1 » در اين احوال ، مردم بندر عباسى بدترين شرايط زندگى خود را سپرى مىكردند . براساس گزارش هلندىها « متجاوزين به بندر عباسى روستاييان و شهرنشينان را تاراج و تنگدست ساخته و در اسير كردن دختران و پسران جوان هيچ ترديدى به خود راه نمىدادند و اگر نمىتوانستند آنان را به فروش برسانند مانند غلام و كنيز از آنها استفاده مىكردند . سپاهيان نيز چون انضباطى نداشتند به دزدى و راهزنى سرگرم شده . وضع گمبرون بسيار آشفته بود . هر شهروندى كه مال و منالى داشت براى گريز از سركيسه شدن مىگريخت و بدينسان بيشتر مردمان ثروتمند و دارا از گمبرون گريختند . بهاى نيازمنديهاى زندگى بسيار گران بود و قيمت‌ها رشد سرسام‌آورى داشت . تنگدستى و نادارى در شهر چنان اوج گرفت كه مادران و پدران ، فرزندانشان را مىفروختند . باشد كه زنده بمانند . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 75 . ( 2 ) . برگرفته از يك گزارش هلندى در سال 1139 ق . / 1726 م . كه در كتاب اشرف افغان بر تختگاه اصفهان آمده است ؛ بنگريد به : اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ، پيشين ، صص 102 - 101 .